السيد علي الحسيني الميلاني

46

داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على "ع" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى)

هنگامى كه به نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بازگشتيم ماجرا را براى ايشان بازگو كردم . در روايت ديگرى آمده است : خالد نامه‌اى به رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نوشت و ايشان را از ماجرا آگاه كرد . به خالد گفتم : اجازه بده تا من نامه را برسانم . او درخواست مرا پذيرفت و من به نزد رسول خدا رفتم ، هنگامى كه ايشان نامه را قرائت مىكرد ، هماره مىگفتم : كاملًا درست است . در اين هنگام چهره رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله سرخ شد و فرمود : من كنت وليّه فعلي وليّه ؛ هر كس من ولىّ او هستم على ولىّ اوست . آن گاه فرمود : اى بريده ! آيا از على متنفر هستى ؟ گفتم : آرى . فرمود : از او متنفر نباش ، چرا كه حق او در خمس ، بيش از اين‌هاست . در روايت ديگرى آمده كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : لا تقع في علي ، فإنّه منّي وأنا منه وهو وليّكم بعدي ؛ از على بدگويى نكن ، زيرا او از من است و من از او هستم و پس از من ، او ولىّ شماست .